BOM
شمارش معکوس
تا ۲۹ مهر ماه این وب منفجر می شه!!!!
تو که ظاهرا روژینا حسابی بهت زده خوب گوش کن شناختن و یا نشناختن اون واسم اصلا مهم نیست چون من الان دیگه وجود ندارم. خودش می دونه کجام!
روژینا رو تا جایی که لیاقت داشت دوستش داشتم اما این لیاقت رو از خودش برداشت...
روژینا یه چیزائی شنیده اما... درست یا غلط بهش گفتم یا نه خدا می دونه؟؟؟
تو هم هر کی هستی سعی کن جای خودت بشینی!! اگه عاقل باشی باهات کاری نداریم وگر نه که ...
تلفن می دی اونم شماره ناقص که مشخصات روژینا رو بدی؟!
آقا اگه من نخوام بشسناسمش کیو باید ببینم؟
اگه لازم باشه روژینا خودشو معرفی می کنه به هیچ کس هم ربطی نداره!!!!!!
تو می روی و پشت سرت را نگاه می کنی/
چرا که با رفتنت همه را بی پناه می کنی/
قول می دهم پشت سرت آب روانه کنم/
اگر برگردی حلقه ای را نشانه ات کنم/
تو می روی و گریه می کنم پشتت/
تیر خلاصی به شانه ام زده چشمت/
زمستان اگر گذشت زود بیا با برف/
کولاک می کنم به قول معروف خیلی ژرف
آدم برفی که امروز ساختم برایت/
تا آب نشده زود برگرد جانم فدایت/
پشت چشمانت چه بود جز کمان/
ندیدم در دلت چیزی جز گمان/
نکند بهار بیاید و من چشم انتظار/
همه جا پر برگ و دل من بی بار/
نکند وقت رفتن مرا یاد نکنی/
در صدایت نام مرا تکرار نکنی/
قسم بخور روزی که برگشتی از سفر/
همان باشی که بودی! بی خطر!
آشنا تو مهربانترین دوست و همزبانی/ برگرد که برگشتنت خوش است چه نازنینی